آپارتمان مسکونی
در سایه نارون
آپارتمان مسکونی
- موقعیت
- خراسان رضوی - مشهد - هاشمیه 52/1
- متراژ
- 3000 m²
- کارفرما
- دکتر علی مرتضوی
- کاربری
- مسکونی
- وضعیت
- تکمیلشده
این پروژه پس از اجرای اسکلت و سازه بتنی به دفتر ژاو ارجاع شد؛ در شرایطی که ساختار اصلی ساختمان تثبیت شده بود و امکان بازتعریف سازه و سازمان کلی طبقات وجود نداشت. برنامه پروژه شامل ۱۱ واحد مسکونی مستقل در ۶ طبقه بود که میبایست در چارچوب موجود جای میگرفتند.
در مواجهه با این وضعیت، مسئله صرفاً حل یک محدودیت سازهای نبود؛ پرسش اصلی این بود که چگونه میتوان در ساختاری که بخش عمده آن از پیش تعیین شده است، امکان تفاوت و تنوع فضایی ایجاد کرد. در نتیجه، پوسته ساختمان به یکی از ابزارهای اصلی شکلگیری فضای داخلی تبدیل شد. تغییر در موقعیت و ابعاد بازشوها و ارتباط متفاوت هر پنجره با فضای داخلی، همزمان دو اتفاق را شکل داد: نمای ساختمان از یک نظم یکنواخت فاصله گرفت و فضاهای داخلی نیز، متناسب با نوع استفاده و کیفیت مورد نیاز هر واحد، شخصیت متفاوتی پیدا کردند.
در این پروژه، نما به عنوان یک سطح مستقل و صرفاً تصویری در نظر گرفته نشد؛ بلکه به واسطه رابطه مستقیم آن با سازمان داخلی، به بخشی از فرآیند تولید فضای زندگی تبدیل شد.
موقعیت پروژه نیز مسئله دیگری را پیش روی طراحی قرار میداد. ساختمان در بخش جنوبی شهر قرار گرفته و مهمترین منظر شهری آن در جهت شمال واقع است؛ در حالی که ضوابط شهری امکان ایجاد نمای شمالی متعارف را برای ساختمانهای شمالی محدود میکند. به جای تلاش برای حذف این محدودیت، مسئله به ظرفیت دیگری برای طراحی تبدیل شد: چگونه میتوان امکان مواجهه با منظر شهر را بدون تغییر در ساختار اصلی بنا ایجاد کرد؟
پاسخ پروژه در فعال کردن بام شکل گرفت. بام از یک سطح خدماتی و بلااستفاده به فضای جمعی ساختمان تبدیل شد و با شکلگیری روفگاردن، امکان حضور ساکنان در ارتفاع و مواجهه مستقیم با منظر شهری فراهم شد. سینمای خانوادگی و فضای نشیمن و تجمع نیز در همین سطح قرار گرفتند تا بام به بخشی واقعی از زندگی روزمره ساختمان تبدیل شود.
تعریف امکانات رفاهی نیز بر اساس شرایط اقتصادی پروژه و الگوی زندگی کاربران انجام گرفت. به جای افزودن مجموعهای از امکانات پرهزینه مانند استخر، سالن بدنسازی و سالن اجتماعات، منابع پروژه به فضاهایی اختصاص یافت که امکان استفاده واقعی و مستمر از آنها وجود داشته باشد. به این ترتیب، بام علاوه بر پاسخ به مسئله منظر، به فضای ملاقات، مهمانیهای خانوادگی و تماشای فیلم تبدیل شد.
در فضای داخلی نیز طراحی بر پایه کاهش عناصر غیرضروری و ایجاد محیطی آرام و قابل زیست شکل گرفت. استفاده از رنگهای خنثی، زمینهای برای حضور پررنگتر مبلمان و عناصر شخصی زندگی فراهم میکند؛ در مقابل، استفاده کنترلشده از رنگهای تیره در فضاهای خصوصی، کیفیتی آرامتر و درونگراتر ایجاد میکند. حضور آجر در فضای نشیمن نیز با هدف ایجاد حس گرما و آرامش در نقطهای از خانه شکل گرفته است.
در نهایت، پروژه تلاشی برای تغییر چیزی نبود که امکان تغییر نداشت؛ بلکه تلاش کرد از همان شرایط موجود، ظرفیتهایی برای تولید کیفیت فضایی پیدا کند. سازه تثبیتشده، محدودیتهای شهری، منظر و الگوی زندگی کاربران، هرکدام به جای آنکه صرفاً مانعی برای طراحی باشند، به بخشی از فرآیند شکلگیری معماری تبدیل شدند.